دروازه بانان
-
تاریخ: 1391/12/16 ساعت: 0:52
علیرضا حقیقی تصاویر زندگینامه کلیپ ها
گزارشگران
-
تاریخ: 1391/12/16 ساعت: 0:52
گزارشگران تلویزیون طرفدار کدام تیماند ?!
مقایسه مسی و رونالدو
-
تاریخ: 1391/12/16 ساعت: 0:52
مسی یا رونالدو ؟
افتخارات
-
تاریخ: 1391/12/16 ساعت: 0:52
افتخارات باشگاه پرسپولیس
تغییر نام
-
تاریخ: 1391/12/16 ساعت: 0:52
تاریخچه تغییر نام پرسپولیس به پیروزی
کاپیتان های تاریخ پرسپولیس
-
تاریخ: 1391/12/16 ساعت: 0:52
تاریخچه کاپیتان های پرسپولیس از سال 46 تا کنون
مخاطب خاص
-
تاریخ: 1391/12/16 ساعت: 0:36
هوایِ مــُردن بیــخِ گوش من اسـتهمــانجایی که روزی رد نفس هایِ تو بود !!
<no title>
-
تاریخ: 1391/12/16 ساعت: 0:36
من از وقتی تو نوشته هایم را می خوانی، می نویسم.از وقتی اولین نامه را نوشتم. نامه ای که نمی دانستم مفهومش چیست.نامه ای که معنایش را تنها در چشمان تو می شد یافت.من هیچ گاه بیش از سه جمله اول این نامه چیزی ننوشته ... ام:هیچ باوری نداشتن، منتظر چیزی نبودن، امید داشتن به آن که روزی اتفاقی بیفتد.کلمه ها ا...
شهر باریک / آیدا احدیانی
-
تاریخ: 1391/12/16 ساعت: 0:36
"ديگر نمی تواند يکی مثل من پيدا کند"اين جمله بسيار بی معنی و چرند است. کسی که شما را ترک يا اخراج کرده است، دنبال مثل شما نمیگردد. واضح است، اگر مثل شما را می خواست که خودتان بوديد. مگر نه؟همسر يا مدير قبلی شما دنبال يکی می گردد که مثل شما نباشد. پس کس ديگری را پيدا میکند که مثل شما نيست. به همين سا...
هرگز رهايم مكن (كازوئو ايشي گورو)
-
تاریخ: 1391/12/16 ساعت: 0:36
خندید و دستش را دور ...تنم حلقه کرد، اما همان طور آرام کنار هم نشستیم. بعد گفت: همیشه به یه رودخونه فکر می کنم که جریان آبش واقعاً سریعه و دو نفر که توی آب سعی دارن همدیگه رو بچسبن، همدیگه رو سفت بگیرن، اما عاقبت می بُـرن. آب خیلی شدیده. باید تن به آب بدن و از هم جدا بشن. به نظرم وضعیت ما هم همینه.....
زندگی جنگ و دیگر هیچ (اوریانا فالاچی / مترجم: لیلی گلستان)
-
تاریخ: 1391/12/16 ساعت: 0:36
وقتی کسی را دور انداختیم دیگر نباید سعی کنیم اشتباهاتش را تشریح کنیم و وقتی دنبال چراهای اشتباهات او می رویم که هنوز او را کاملا دور نینداخته باشیم ...!
قطار 3:10 به یوما
-
تاریخ: 1391/12/16 ساعت: 0:36
راسل کرو (بن وید): تو تا حالا انجیل خوندی، دَن؟ من یه بار خوندمش. هشت سالم بود، بابام خودش رو سر یه گیلاس ویسکی به کشتن داده بود و مامانم گفت که برمیگردیم به شرق تا دوباره از اول شروع کنیم. یه انجیل بهم داد و نشوندم توی ایستگاه قطار، بهم گفت که بخونمش تا بیاد. اون میخواست بره که بلیطهامون رو بگیره. ...
<no title>
-
تاریخ: 1391/12/16 ساعت: 0:36
آدم باید یکی رو داشته باشه ساعت دو نصفه شب بهش اس بزنه بگه دلم گرفته... اونم بگه قربون دلت برم... دارید همچی کسی رو...؟؟
<no title>
-
تاریخ: 1391/12/16 ساعت: 0:36
عاطفه:تو زن داري؟ علي:نه بابا زنمون كوجا بود عاطفه:نامزد داري ؟ علي:نگرفتم تا حالا عاطفه:يعني تا حالا عاشق نشدي ؟ علي:اه نه بابا نه قربونت بيگير بخواب عشق كدوُمه اه انگُولكمُون نكن نذار ياد اون چيز هايي كه نداريم بيوفتيم مذهبتو شكر، هر چي خورده بوديم پريد اَه ما كجاييم تو كجايي بابا اه،...اي گور پدر...
تنها
-
تاریخ: 1391/12/16 ساعت: 0:36
دروغ بگو ؛ تا باورت کنند....!! آب زیر کاه باش ؛ تا بهت اعتماد کنند....!! بی غیرت باش ؛ تا آزادی حس کنند ....!! خیانت هایشان را نبین ؛ تا آرام باشند ....!! کذب بگو ؛ تا عاشقت شوند........!! هرچه نداری بگو دارم , هر چی داری بگو بهترینش را دارم ....!! اگر ساده ای ؛ اگر راست گویی ؛ اگر باوفایی .... اگر ...
یک دیالوگ بد
-
تاریخ: 1391/12/16 ساعت: 0:36
مراسم محقر خاکسپاری جو،رفیق آواره ی میچلکشیش: ?Any last wordمیچل:We are all fucked«بولوار لندن،2010»
مخاطب خاص
-
تاریخ: 1391/12/16 ساعت: 0:36
هوایِ مــُردن بیــخِ گوش من اسـتهمــانجایی که روزی رد نفس هایِ تو بود !!
<no title>
-
تاریخ: 1391/12/16 ساعت: 0:36
من از وقتی تو نوشته هایم را می خوانی، می نویسم.از وقتی اولین نامه را نوشتم. نامه ای که نمی دانستم مفهومش چیست.نامه ای که معنایش را تنها در چشمان تو می شد یافت.من هیچ گاه بیش از سه جمله اول این نامه چیزی ننوشته ... ام:هیچ باوری نداشتن، منتظر چیزی نبودن، امید داشتن به آن که روزی اتفاقی بیفتد.کلمه ها ا...
شهر باریک / آیدا احدیانی
-
تاریخ: 1391/12/16 ساعت: 0:36
"ديگر نمی تواند يکی مثل من پيدا کند"اين جمله بسيار بی معنی و چرند است. کسی که شما را ترک يا اخراج کرده است، دنبال مثل شما نمیگردد. واضح است، اگر مثل شما را می خواست که خودتان بوديد. مگر نه؟همسر يا مدير قبلی شما دنبال يکی می گردد که مثل شما نباشد. پس کس ديگری را پيدا میکند که مثل شما نيست. به همين سا...
هرگز رهايم مكن (كازوئو ايشي گورو)
-
تاریخ: 1391/12/16 ساعت: 0:36
خندید و دستش را دور ...تنم حلقه کرد، اما همان طور آرام کنار هم نشستیم. بعد گفت: همیشه به یه رودخونه فکر می کنم که جریان آبش واقعاً سریعه و دو نفر که توی آب سعی دارن همدیگه رو بچسبن، همدیگه رو سفت بگیرن، اما عاقبت می بُـرن. آب خیلی شدیده. باید تن به آب بدن و از هم جدا بشن. به نظرم وضعیت ما هم همینه.....